20 فوریه 2020
فوریه 20, 2020

اختلاف بر سر تربیت فرزند

0 دیدگاه

اختلاف بر سر تربیت فرزند

«من تمام تلاشم را می‌کنم که پسرم یاد بگیره… اما پدرش همه‌ی تلاش‌های من رو به باد می‌ده». «من هزار بار برای دخترم توضیح دادم که… اما وقتی مادرش رعایت نمی‌کنه، اونم به حرف من گوش نمی‌ده».

وقتی دو نفر با هم ازدواج می‌کنند، قطعاً در بسیاری از موارد شبیه هم نیستند و مثل هم فکر نمی‌کنند. آنها ژنتیک متفاوت، ‌تجربیات متفاوت و خانواده‌های متفاوت داشته‌اند و خلاصه، دو آدم کاملا متفاوتند. اما معمولاً به حدی از پذیرش هم می‌رسند که تصمیم می‌گیرند با هم زندگی کنند.

اما وقتی فرد سومی به این رابطه اضافه می‌شود،‌ آن هم فرد سومی که وظیفه‌ی تربیت او بر عهده‌ی من است،‌ داستان عوض می‌شود. آن‌وقت اختلاف‌ها خودشان را نشان می‌دهند.

آن‌وقت تصمیم‌گیری بر سر این‌که کدام نظر، ‌عقیده و ویژگی باید به فرزند آموزش داده شود،‌ چه شیوه‌ی تربیتی باید در پیش گرفته شود، باید محدود شود یا آزاد باشد،‌ باید تمیز باشد یا هرجور دلش خواست لباس بپوشد،‌ حتی این‌‌که وقتی زمین می‌خورد، باید او را در آغوش گرفت و نوازش کرد یا بی‌اعتنا ماند تا یاد بگیرد خودش بلند شود، موضوعات بحث‌برانگیز بی‌پایانی در زندگی مشترک خواهند بود که گاه، ‌طاقت‌فرسا و بسیار آسیب‌زا می‌شوند.

حق با کیست؟
بسیاری از افراد در جلسات مشاوره، انواع کتاب‌ها، جلسات آموزشی، جلسات پرسش و پاسخ و‌ برنامه‌های تلویزیونی به دنبال راه‌حلی برای پایان دادن به این اختلاف‌نظر همیشگی هستند. اما واقعاً حق با کیست؟ کدام روش درست‌تر است؟ اغلب آنها این جمله را به کار می‌برند: «من همیشه می‌گم بچه باید… اما پدرش موافق نیست و با من همکاری نمی‌کنه». «من معتقدم بچه باید… اما مادرش فقط لوسش می‌کنه».

«من تمام تلاشم را می‌کنم که پسرم یاد بگیره… اما پدرش همه‌ی تلاش‌های من رو به باد می‌ده». «من هزار بار برای دخترم توضیح دادم که… اما وقتی مادرش رعایت نمی‌کنه، اونم به حرف من گوش نمی‌ده». مثال‌های این‌چنین فراوانند.

یکی از اتفاقاتی که معمولاً می‌افتد ‌این است که فرزندان اختلاف بین پدر و مادر را خیلی زودتر از آنچه باور کنید کشف می‌کنند. متوجه می‌شوند که در برابر چه رفتارهایی که از آنها سر می‌زند،‌ پدر و مادر در دو جبهه‌ مخالف هم می‌ایستند و مشغول بحث و نزاع می‌شوند. وقتی دو جبهه شکل گرفت،‌ هر طرف دیگر فقط به بردن فکر می‌کند. بنابراین حاضر است هر کاری انجام دهد تا ثابت کند حق با اوست.

برنده‌شدن به قیمت باج دادن
وقتی من بخواهم به هر قیمتی جبهه‌ی خودم را نگه دارم،‌ ممکن است بدون این‌که خودم متوجه شوم،‌ باج‌هایی بدهم. ممکن است برای این‌که فرزندم را در جبهه‌ی خودم نگه دارم و به طرف مقابل،‌ پدرش یا مادرش،‌ ثابت کنم که فرزندم هم طرف من است هر بهایی را بپردازم.

در این شرایط کودکان خیلی زود یاد می‌گیرند که اگر می‌خواهند چیزی به دست بیاورند، بهتر است والدین در یک جبهه نباشند.‌ آن‌وقت او طرف کسی را می‌گیرد که خواسته‌ی او را برآورده کند. فکر نکنید این کار بدجنسی است،‌ در واقع، کودک عمداً این کار را انجام نمی‌دهد. در فضای خانه این راه را برای برآورده کردن خواسته‌هایش یاد گرفته است. امکان دیگری برای یاد گرفتن یک راه بهتر نداشته و خود والدین همیشه همین راه را جلوی پای او گذاشته‌اند.

خبر بد این که این ویژگی رفتاری معمولاً با کودک باقی می‌ماند و او در بزرگسالی هم سعی می‌کند در بین دوستان، ‌همکاران و حتی خانواده‌ی همسرش،‌ با همین روش به خواسته‌هایش برسد. فکر کنید چه زندگی‌ای در آینده خواهد داشت و دیگران روی او چه حسابی باز خواهند کرد.